شعرهای یک ماهی سیاه آسمون جُل
من توی دایره ی خودم ایستاده ام. وقتی آدم ها زیاد حرف می زنند یا وقتی آدم ها کسانی هستند که دوستشان ندارم، می چرخم، تندتر و تندتر. اینطور که می چرخم مرکز دایره آم می شوم و آدم ها هم صورت هایشان محو می شود و هم صداهایشان. من دایره ام را دوست دارم. این دایره مال من است و هیچ کس دیگری شریک دایره ی من نیست. دوست رقیق من/ هدی حدادی من عریانم، عریانم، عریانم مثل سکوت های میان کلام های محبت عریانم و زخم های من همه از عشق است از عشق، عشق، عشق فروغ فرخزاد

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ساعت
٩:۱٩ ب.ظ توسط فهیمه حسینی علی آباد .جلبک() |

